انتخابات ریاست جمهوری بار دیگر در شرف وقوع است،انتخاباتی
که چهار سال قبل منجر به شکل گیری یکی از بزرگترین
جنبشهای اعتراضی در ایران
شد.جنبشی که در ان صدها تن از مردم کشورمان کشته و زندانی شدند،جنبشی که با خون
جوانان ایران زمین شروع شد وهنوز هم ادامه دارد.بله واژهء انتخابات در ایران همرنگ
خون و اعتراض است،واژه ای که برای حکومت یک بازی و برای مردم یک امید محسوب می
شود.
داستان انتخابات نودو دو با ثبت نام کاندیداهای جناحهای
مختلف شروع شد،این بار اکبر هاشمی رفسنجانی در نقش مثبت و اسفندیار رحیم مشایی در
نقش منفی بازی می کنند،نمایش امسال تراژدی وحشتناکی است که در حال اجراست.امسال
قرار بر این است که مردم مظلوم ایران نقش اهوی بی پناهی را بازی کنند که از ترس گرگ به
شیر پناه می برد.
دههء شصت برای مردم ایران یاداور سیاه ترین دوران بعد از انقلاب
اسلامی است و کیست که نداند مسبب ان همه خفقان و خونریزی شخصی است که امروز در
لباس اصلاح طلب و منجی ظاهر شده است،الحق که خالق این سناریونویسندهء زبردستی است.امسال
اکبر هاشمی امده است تا منجی ما باشد،بیچاره مردم ایران!!
البته لازم به ذکر است که چیزی که در این میان به پیشبرد
سناریوهای رژیم کمک شایانی می کند نه بازیگران صحنه که حافظهء ضعیف تماشاگران
است،اری ما تماشاچیان خوبی هستیم،بازیهای بد و خسته کننده را زود فراموش می
کنیم،حافظه یمان خوب کار نمی کند،همه چیز را زود از یاد می بریم،بازارفیلم و سیاه
بازی را همیشه گرم نگه می داریم،از ان
تماشاچیهایی نیستیم که با یک بازی بد و کسالت اور سالن سینما را ترک کنیم، هربار
به امید بازی بهتربه سالن سینما می اییم و انتظار معجزه از بازیگران تکراری و کم
استعداد داریم.
واقعا تا کی ادامه خواهیم داد؟ ایا هنوز وقت ان نرسیده که از
فیلم و صحنه و بازی خسته بشویم؟ ایا بعد از گذشت سی و چند سال هنوز امیدی هست؟ تا
کی؟ جواب این سوالها خیلی ساده است! تا سالن سینما را ترک نکنیم نمایش عوض نمی شود؟
بازیگران و سناریو نویسان باید بدانند که مردم از بی هنرییشان خسته شده اند! باید
به انها نشان دهیم که ما تماشاچیان فهیمی هستیم!
روی سخنم اینجا با خودم است،کسی که پس از سالها دوری از
سالن سینما چهار سال قبل دوباره وارد سالن شد و انتظار یک تغییربزرگ را داشت،
البته نتیجهء نمایش چهار سال قبل شکل گیری جنبش سبز ایران بود ولی با گذشت چهار
سال هنوز هیچ تغییری در بازیها شکل نگرفته! شاید اگر انزمان نیز در خانه می ماندم
و بساط فیلم و سینما را همانطور تحریم شده رها می کردم امسال دیگر فیلم و سناریوی
جدیدی وجود نداشت!!
و اینجا روی سخنم با تماشاچیان دیگریست که امسال هم قصد
رفتن به سالن سینما را دارند! ایا هنوز امید دارید بازی خوبی ببینید؟ ایا هنوز می
خواهید پای صندوقهای رای و رای گیری بروید؟ ایا هنوز جانتان به لبتان نرسیده؟ شما
را به خدا کمی به ذهنتان فشار بیاورید تا فجایع چهار سال قبل را بیاد بیاورید،
شکنجه ها ،قتلها،تجاوزها ،،ایا به راحتی همهء اینها را فراموش کرده اید؟ شما را به
خدا کمی فکر کنید !!!سناریو نویس همان عجوزهء پیریست که سالهاست شما را می فریبد،همان
قلم،همان فکر و همان نیت!!چگونه از یک سناریوی کثیف و پلشت یک بازی زیبا و پاک
انتظار دارید؟ شما را به خدا بیایید برای یکبار هم که شده روز نمایش در خانه
هایمان بمانیم و بساط فیلم و سیاه بازی را رها کنیم!!
