۱۳۹۲ دی ۷, شنبه

بازداشت پنج تن از نوکیشان مسیحی در شرق تهران

Five Iranian christian citizens has been arrested by the Iranian Mullah regime in east-Tehran

پنج تن دیگر از هموطنان نوکیش مسیحی در مراسم کریسمس امسال در یکی از کلیساهای خانگی شرق استان تهران بازداشت شدند. اِعمال محدودیت، فشار و آزار نوکیشان مسیحی در ایران همچنان ادامه دارد
روز سه
شنبه سوم دی ماه – در آستانه مراسم کریسمس، ماموران امنیتی با هجوم به منزل مهندس حسینی، اقدام به بازداشت وی و چند تن از نوکیشان مسیحی به نامهای احمد بازیار، فائقه نصرالهی، مستانه رستگاری و همچنین امیرحسین نعمت اللهی نمودند.

گزارش‌ها می‌گوید: این افراد برای دعا و نیایش و مراسم کریسمس، تولد عیسی مسیح در آن محل حاضر شده بودند.

بر اساس این گزارش، ماموران لباس شخصی مجهز به بیسیم و سلاح کمری، ضمن اهانت و بازرسی افراد حاضر در آن محل، همزمان به تفتیش منزل مذکور پرداخته و کتب و سی دی‌ها و لب تاپ‌های آنان را ضبط کردند. همچنین دستگاه ریسیور ماهواره منزل را نیز همراه با وسایل مذکور انتقال دادند.

ماموران امنیتی همچنین به بازرسی منزل یکی از همسایگان مهندس حسینی که در حال رویت هجوم و اقدامات ماموران بود، پرداخته و ضمن اهانت و ضرب و شتم پدر آن خانواده، آنان را تهدید به سکوت کردند.

هنوز از محل بازداشت و وضعیت این بازداشت شدگان مسیحی خبری منتشر نشده است.

همه ساله با فرارسیدن ایام کریسمس ضمن کنترل و نظارت بر کلیسا‌ها و اعضا و ایمانداران مسیحی فشار و تهدیدهای خود را به شدت افزایش می‌دهد. در این ایام همچنین بسیاری از نوکیشان مسیحی مورد آزار و فشار و تهدید و بازداشت واقع می‌شوند، که از جمله می‌توان به اقدام هماهنگ و بازداشت جمعی از نوکیشان مسیحی ساکن تهران طی سالهای گذشته اشاره کرد. 

کمیته گزارشگران حقوق بشر

حملهٔ وحشیانهٔ مزدوران خامنه‌ای به منزل نسرین ستوده




دو ساعتی می شود که از یک سفر یک روزه برای شرکت در مجلس ختم یکی از اقوام که دو روز پیش بر اثر تصادف جان اش را از دست داده است, به خانه برگشته ایم. علاوه بر چهره ی و حشت زده ی بچه ها و خاله شان و درب شکسته ی آپارتمان این هم تصویر گوشه ای از یکی از اتاق هاست که این چنین شخم زده شده است. هنوز دقیقا نتوانسته ایم چیزهایی را که برده شده است را لیست کنیم. تقریبا هیچ چیز ارزشمندی در خانه نمانده است.
این که این اتفاق چقدر با جنجال های اخیر مرتبط هست یا نه؟ اثبات اش بستگی به نیروی انتظامی و مامورین امنیتی و اراده ی آنها برای پیگیری موضوع و پیدا کردن عاملین این اتفاق دارد.
همه می دانند نیروی انتظامی و اداره آگاهی و مدل به مدل نهادهای امنیتی و قضایی در این کشور آن قدر قدرت و اختیار دارند که ظرف 48 ساعت عاملین را پیدا بکنند.
ما منتظر می مانیم تا نتیجه ی اقدامات شان را اعلام کنند

برگرفته از فیسبک رضا خندان، همسر نسرین ستوده

۱۳۹۲ مهر ۲۵, پنجشنبه

حلقه های بحران



در حالی که کمتر از يک هفته به مذاکرات 5+1 با رژيم باقيمانده است، واکنشهای به ظاهر متضاد اما همسوی باندهای در حال جنگ رژيم نسبت به اين مذاکرات ادامه دارد.

همسويی باندها به خاطر اين است که همهٴ آنها احساس می کنند که نفس خودشان و نفس رژيمشان در حال بند آمدن است. بحرانهای فراگير مانند حلقه های يک زنجير به هم پيوسته اند و گلوی رژيم را می فشارند. فشار تحريم يکی از اين بحرانهاست که خودش ناشی از بحران اتمی است.

پيوند بحرانها به يکديگر امری است که از سالها پيش سردمداران رژيم به آن اعتراف کرده اند. خود خامنه ای بارها گفته است که «هر گونه عقب نشينی... زنجيرهٴ تمام نشدنی از فشارها و عقب نشينيهای ديگر را به دنبال خواهد داشت» و شکافی باز خواهد شد که نظام را به نابودی می کشاند.

حالا در آستانهٴ مذاکره با 5+1 بار ديگر پيوند بحرانها موضوع بحث و جدل و درگيری باندها قرار گرفته و به نوعی به بحث در مورد پيوند راه حلها هم انجاميده است.

همين بحث را روزنامه حکومتی ابتکار (نزديک به باند رفسنجانی ـ روحانی) موضوع سرمقاله سه شنبه 16مهر خود قرار داده و اين عنوان را برای آن انتخاب کرده است: «زلف اين دو پرونده به هم گره خورده است؟»

منظورش از اين دو پرونده، پرونده اتمی و پرونده رابطه با آمريکاست. دو پرونده يی که رفسنجانی و مهره ها و رسانه هايش سعی می کنند پيوند عميق آنها را به زبانهای مختلف، به صورت مستقيم و غيرمستقيم بيان و اعلام و اثبات کنند، در حالی که خامنه ای و باندش سعی می کنند اينها را به هر ترتيب شده، از هم جدا و مجزا نشان دهند. حرفهای اخير خامنه ای که می گفت به ديپلوماسی حسن روحانی خوشبينم اما به آمريکا بدبينم گويای همين تلاش و سمت گيری است.

واقعيت اين است که امروز نقشه مسير رفسنجانی و خامنه ای که برای دو هدف نهايی کاملاً متفاوت طراحی شده اند، در گام اول از يک نقطه عبور می کنند. حل اختلاف اتمی با جامعه جهانی در حدی که تحريمها کاهش يابند و رژيم بتواند «نفسی تازه کند».

اما روشن است که پيوند واقعی و عميق بحرانها به يکديگر چيز ديگری را ايجاب می کند. تنشها و تلاطمهای درون رژيم نيز که خامنه ای را به دوگانه گويی و يک واگشت نسبت به موضع خودش در آستانهٴ سفر روحانی به نيويورک وادار کرد، ناشی از وحشتی است که پيوند بحرانها، در دل همهٴ ريزشيها و عوامل باند خامنه ای انداخته است. آنها می دانند که يک قطره زهر در شرايط کنونی نظام با جامهای پياپی زهر تفاوتی ندارد و همان يک قطره پيامدهايی دارد که همهٴ پيکر فرسوده ولايت را متلاشی خواهد کرد.

۱۳۹۲ مهر ۹, سه‌شنبه

بازداشت دو وبنگار و فعال دانشجویی در شیراز




مهرداد فرمانی و احسان مولوی فر، دو وب نگار و فعال دانشجویی دانشگاه شیراز، روز یکشنبه هفتم مهر ماه بازداشت شدند.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، این دو فعال دانشجویی بعد از ظهر روز یکشنبه هفتم مهر ماه، در حالیکه در خوابگاه محل سکونت در حال مطالعه بودند، با مراجعه ماموران لباس شخصی بازداشت و از محل منتقل می شوند.

شاهدان گفته اند که ماموران برخورد بسیار خشنی با این دو دانشجوی وب نگار داشته و هنگام بازداشت آنها، برخی لوازم شخصی نامبردگان را نیز ضبط کرده و با خود انتقال داده اند.

تا لحظه انتشار خبر، از دلیل دستگیری، محل بازداشت و وضعیت این دو فعال دانشجویی گزارشی منتشر نشده است.

گفتنی است؛ مهرداد فرمانی در جریان حوادث پس از انتخابات ۸۸ نیز مورد بازداشت موقت قرار گرفته بود.

۱۳۹۲ مهر ۴, پنجشنبه

سید احمد رونقی، پدر وبلاگ نویس دربند احضار شد




سیداحمد رونقی ملکی، پدر حسین رونقی، زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین طی دو حکم به بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب و همچنین دادگستری تبریز احضار شد.



سیداحمد رونقی ملکی، طی حکمی که از سوی شعبه ۱۰۴ دادگاه عمومی دادگستری تبریز دریافت کرده باید در تاریخ سیزدهم مهرماه به دادگستری کل استان آذربایجان شرقی مراجعه کند. وی دو روز پس از دریافت این ابلاغیه نیز طی احضاریه ی دیگری از شعبه بیستم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب نیز به دادگستری آذربایجان احضار شده است.

بر اساس این ابلاغیه علت احضار شکایت علیه پدر این زندانی سیاسی عنوان شده است.

سیدحسین رونقی ملکی وبلاگ نویس منتقد و فعال حقوق بشردربند در تاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ در شهر ملکان در نزدیکی تبریز بازداشت شد. وی مدت ۱۰ ماه را در سلول‌های انفرادی این بند زندان اوین تحت فشارهای روحی و جسمی برای اخذ مصاحبه و اعترافات تلویزیونی قرار گرفت و سرانجام از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

وی که از نارسایی شدید کلیه رنج می برد چندی پیش به خاطر بی توجهی مسوولان به وضعیت درمانی او دست به اعتصاب غذا زده بود. خواسته او که در خارج از زندان و در یک بیمارستان درمانش دنبال شود تا امروز مورد توجه و اجابت مسئولان قرار نگرفته است.

این فعال حقوق بشر شهریور ماه سال گذشته در حالی که در مرخصی درمانی اول خود به سر می برد، به همراه پدر و برادرش (احمد و حسن رونقی ملکی) و۳۳ تن دیگر از امدادگران و فعالان مدنی در کمپ کمک رسانی در سرند واقع در مناطق زلزله زده آذربایجان بازداشت شدند.

پدر حسین رونقی ملکی فعال حقوق بشر در بند پیش از آن نیز طی احضاریه ای که شنبه ۱۲ مرداد به وی ابلاغ شد به معاونت امنیت دادستان تبریز احضار شده بود.

وی پیش از آن نیز ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ۲۶ ﺩﯼ ۱۳۹۱ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﺗﺒﺮﯾﺰ ﺍﺣﻀﺎﺭ شده بود.

لوموند: تظاهر کنندگان در نيويورک: روحانی آدمکش است




روزنامه فرانسوی لوموند نوشت: درست زمانی که روحانی همه تلاش خود را به کار می برد که تصويری ميانه رو از خود نشان بدهد، مخالفان حکومت ايران در تظاهراتی در مقابل مقر ملل متحد در نيويورک او را”آدم کش“ لقب دادند و فرياد می زدند که دستهای او به خون آلوده است. معترضان می گفتند: او بار ديگر مانند اسلاف خود برای فريب غرب آمده است. يک ايرانی تظاهر کننده به خبرنگار لوموند گفت: تنها طی چند هفته که از رياست جمهوری روحانی می گذرد 225نفر در ايران اعدام شده اند.

انتقال ۴ زندانی محکوم به اعدام اهل تسنن به سلولهای انفرادی و تجمع اعتراضی گسترده خانواده های آنها



انتقال ۴ زندانی محکوم به اعدام اهل تسنن به سلولهای انفرادی و تجمع اعتراضی گسترده خانواده های آنها

بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» انتقال تمامی زندانیان عقیدتی اهل سنت بهسلولهای انفرادی برای اجرای حکم ضدبشری اعدام و تجمع و اعتراضات گسترده خانواده های زندانیان عقیدتی اهل سنت در مقابل زندان قزل حصار برای متوقف کردن حکم ضدبشری اعدام فرزندانشان.
شب گذشته مامورین گارد ویژه زندان به سلول ۴ زندانی عقیدتی محکوم به اعدام باقی مانده در واحد ۳ یورش بردند و آنها را به سلولهای انفرادی زندان قزل حصار کرج منتقل کردند. در حال حاضر ۴ زندانی عقیدتی محکوم به اعدام به نام های حامد احمدی، صدیق محمدی ،جمشید و جهانگیر دهقانی در سلولهای انفرادی در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند.هر ۴ زندانی از شب گذشته در اعتراض به انتقالشان به سلولهای انفرادی به منظور اجرای حکم ضدبشری اعدام دست به اعتصاب غذا زده اند.
از طرفی دیگر خانواده های زندانیان عقیدتی اهل سنت شب گذشته پس از شنیدن خبر انتقال فرزندانشان به سلولهای انفرادی برای اجرای حکم ضدبشری اعدام از سنندج عازم زندان قزل حصار شدند و حوالی ساعت ۰۵:۰۰ صبح روز پنجشنبه ۴ مهر ماه در مقابل زندان قزل حصار کرج تجمع نمودند و خواستار لغو حکم اعدام و آزادی بی قید و شرط فرزندان خود شدند.


زندانبانان ولی فقیه حاضر به پاسگویی نیستند و تنها به آنها گفته اند که تمامی فرزندانشان در سلولهای انفرادی بسر می برند و برای پراکنده کردن آنها به آنها می گویند که امروز تعطیل است و بروید و روز شنبه برگردید.
انتقال این ۴ زندانی به سلولهای انفرادی که برای اجرای حکم اعدام می باشد در حالی صورت می گیرد که آخوند حسن روحانی در سازمان ملل متحد با نیرنگ و فریب شعارهایی تحت عنوان نفی خشونت و مبارزه با آن و صلح وعدالت و تدبیر بر زبان می راند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، برای نجات جان ۴ تن از جوانان اهل سنت که در سلولهای انفرادی در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند فراخوان می دهد واز کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد برای نجان جان این ۲ زندانی عقیدتی خواستار اقدامات فوری است .
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۴ مهر۱۳۹۲ برابر با ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۳

انتقال ۴ زندانی محکوم به اعدام اهل تسنن به سلولهای انفرادی و تجمع اعتراضی گسترده خانواده های آنها



انتقال ۴ زندانی محکوم به اعدام اهل تسنن به سلولهای انفرادی و تجمع اعتراضی گسترده خانواده های آنها

بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» انتقال تمامی زندانیان عقیدتی اهل سنت بهسلولهای انفرادی برای اجرای حکم ضدبشری اعدام و تجمع و اعتراضات گسترده خانواده های زندانیان عقیدتی اهل سنت در مقابل زندان قزل حصار برای متوقف کردن حکم ضدبشری اعدام فرزندانشان.
شب گذشته مامورین گارد ویژه زندان به سلول ۴ زندانی عقیدتی محکوم به اعدام باقی مانده در واحد ۳ یورش بردند و آنها را به سلولهای انفرادی زندان قزل حصار کرج منتقل کردند. در حال حاضر ۴ زندانی عقیدتی محکوم به اعدام به نام های حامد احمدی، صدیق محمدی ،جمشید و جهانگیر دهقانی در سلولهای انفرادی در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند.هر ۴ زندانی از شب گذشته در اعتراض به انتقالشان به سلولهای انفرادی به منظور اجرای حکم ضدبشری اعدام دست به اعتصاب غذا زده اند.
از طرفی دیگر خانواده های زندانیان عقیدتی اهل سنت شب گذشته پس از شنیدن خبر انتقال فرزندانشان به سلولهای انفرادی برای اجرای حکم ضدبشری اعدام از سنندج عازم زندان قزل حصار شدند و حوالی ساعت ۰۵:۰۰ صبح روز پنجشنبه ۴ مهر ماه در مقابل زندان قزل حصار کرج تجمع نمودند و خواستار لغو حکم اعدام و آزادی بی قید و شرط فرزندان خود شدند.


زندانبانان ولی فقیه حاضر به پاسگویی نیستند و تنها به آنها گفته اند که تمامی فرزندانشان در سلولهای انفرادی بسر می برند و برای پراکنده کردن آنها به آنها می گویند که امروز تعطیل است و بروید و روز شنبه برگردید.
انتقال این ۴ زندانی به سلولهای انفرادی که برای اجرای حکم اعدام می باشد در حالی صورت می گیرد که آخوند حسن روحانی در سازمان ملل متحد با نیرنگ و فریب شعارهایی تحت عنوان نفی خشونت و مبارزه با آن و صلح وعدالت و تدبیر بر زبان می راند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، برای نجات جان ۴ تن از جوانان اهل سنت که در سلولهای انفرادی در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند فراخوان می دهد واز کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد برای نجان جان این ۲ زندانی عقیدتی خواستار اقدامات فوری است .
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۴ مهر۱۳۹۲ برابر با ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۳

۱۳۹۲ مرداد ۲۳, چهارشنبه

نامه سرگشاده زندانیان در تبعید به رئیس جمهور ایالات متحده امریکا

پرزیدنت باراک اوباما ،رئیس جمهور گرامی‌ ایالات متحدهٔ آمریکا
ما بازماندگان و زندانیان سیاسی ایران که حکایت رنج و دردمان برای همیشه در تاریخ ثبت شده، ما همبندان و همرزمان فرشته علیزاده ها ، ندا آقا سلطانها ، فرزاد کمانگرها ، فیض مهدوی ها ، اکبر محمدی ها ، سعید زینالی ها ، امیدرضا میر صیاف ها ، امیر ساران ها ، حجت زمانی ها ، افشین اسانلوها ، کرمی خیر آبادیها ، رجبی ها ، روح الامینی ها ، سهراب اعرابی ها ، اشکان سهرابی ها ، تامی حامی فرها ، محمد مختاریها ، کیانوش آساها و هزاران اعدامی و قتل و کشتارها که قربانی جهل و جنون جمهوری اسلامی ایران شده اند مراتب نارضایتی‌ و اندوه فراوان خود را از استمرار سیاست مماشات دولت شما با نظامی که بزرگترین جنایات را بر ملت ایران روا داشته؛ به اطلاع شما و ثبت در تاریخ رسانده؛ یاد آوری می‌کنیم نامه‌ای که این روزها به نام ” زندانیان سیاسی سابق و فعلی‌” برای شما ارسال شده و مورد تبلیغ قرار گرفته؛ صرف نظر از حقیقت یا عدم حقیقت امضاها، نامه استبداد دوباره جان یافته فریب خورده ایست که این روزها سر کار آمدن جنایتکارانی بزرگ چون مصطفی پور محمدی را که تنها در سال ۱۳۶۷ حکم اعدام ۴هزار زندانی سیاسی را صادر کرد با این فکراشتباه که او و چون او ناجی مردم ایران خواهند بود جشن گرفته اند ؛ بنابراین نویسندگان نامه مزبور که از شما خواسته اند با قاتلین ملت ایران مهربان باشید بجز چند نفر ، بقیه همگی از مقامات و بلند پایگان اصلاح طلب سابق نظامند که از یک سو ، فراموش کرده اند که خود بعلت روح آزادیخواهی مورد خشم و غضب رهبری قرار گرفتند و به زندان افکنده شدند و از دیگر سو به دلیل همین تحمل رنج و سالیان حبس از سوی فرقه رهبری در حقیقت سخت مورد احترام ما دیگر زندانیان واقع میباشند چرا که ما خود به واقع از زندان کشیده های رنجدیده ای چون آنان هستیم و رنج آنان را نیز رنج خود میدانیم .
اگر چه به واقع باید ازعان نمود که آنان در محاسبات ، فریب قواعد بازی سیاسی ولی‌ فقیه اصلاح ناپذیر را خورده و به میدان باز گشته اند تا بار دیگر به اشتباه ، هم افکارعمومی غرب و آمریکا را به استمرار مماشات با استبداد حاکم بر ایران ترغیب نمایند و هم نظام ولی فقیه را چون زمان دولت اصلاحات از بحران مشروعیت برهانند و موجبات تثبیت و بقای عمر نظام او را فراهم سازند با اینکه همگی بخوبی واقفند که مطابق قانون اساسی ، رئیس جمهوری در برابر رهبری نه تنها کاره ای نمیباشد بلکه به واقع فرمانبر و خادمی برای رهبر بیش نمیباشد. کاش آن زندانیان ارجمند بجای نامه سیاسی حفظ رژیم ولی فقیه به شما ، از شما و دیگر رهبران سیاسی دنیا و دبیر کل سازمان ملل متعهد میخواستند که به جد بر رهبری ایران فشار وارد میساختیید تا احمد شهید نماینده محترم شورای حقوق بشر ان سازمان مجوز ورود به ایران را دریافت میکرد و از اعدام و سنگسار همزمان با آغاز به کار ریاست جمهوری حسن روحانی که به خواست رهبری انجام میگیرد گزارش تهیه میکرد وسپس به استحضار دنیا میرساند! همچنان که در زمان ریاست جمهوری دولت اصلاحات خاتمی با اراده و خواست رهبری، مرتب اعدام و سنگسارصورت میگرفت اما نه تنها ، رییس دولت اصلاحات کمترین کاری از دستش ساخته نبود بلکه برای حفظ قدرت و موقعیت خویش از مردمی که به او اعتماد کرده بودند و رای داده بودند متاسفانه درمواقع نیاز به مردم هیچگاه از ان مردم حتا به شیوه صحیح مسالمت آمیز و دموکراتیک طلب کمک نمیکرد چرا که تا به زعم خویش ان رهبری به واقع ضد مردمی را نیازارد و رهبری هم نیز در مقابل به تقابل با او بر نیاید.
لذا آنچه را که برای ما زندانیان امضا کننده در زمینه حقوق بشری در دوره حسن روحانی عیان است ، تحقق چیزی بنام تکرار دور تسلسل باطل خواهد بود و بس . چرا که آزموده را نه یک بار بلکه چندین بار آزمودن آنهم با وجود شخص بی ظرفیت و بیماری چون خامنه ای که بعنوان رهبری در راس نظام میباشد خطاست.
آقای رئیس جمهور دولت آمریکا در حالی‌ به تبادل پیامهای مهر و دوستی‌ با رئیس جمهور جدید نظام مشغول میباشد که نگاهی‌ به پرونده وزرای پیشنهادی ایشان نشان خبر از شدت یافتن نقض شدید حقوق بشر در دوران زمامداری ایشان میدهد؛ مجبور به یادآوری نمونه‌ای از نگاه ضّد بشری حاکم بر کابینه پرزیدنت حسن روحانی هستیم: وزیر دادگستری ایشان که نماد دیدگاه دولت در برابر مقوله “عدالت” میباشد کسی است که بیشترین بی‌ عدالتی‌ها را در حق ما و هموطنان ما روا داشته ، بر اساس گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد، پورمحمدی به دلیل عضویت در هیئت ۳ نفره اعدام سراسری ۳۸۰۰ زندانی سیاسی موسوم به «هیئت مرگ»، به جنایت علیه بشریت متهم شده است.(وی در آن زمان سمت معاونت وزارت اطلاعات را بر عهده داشت) همچنین وی متهم شد در قتل روشنفکران و روزنامه‌نگاران منتقد حکومت ایران موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای ایفای نقش کرده است.
در گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر، تمام این قبیل اقدامات فراقانونی و با برنامه‌ریزی برشمرده شده است. آقای رئیس جمهور، شاید تحلیل شما در توجیه رویکرد سازش با دولت جدید در ایران این باشد که در انتخابات اخیر ۱۸ میلیون ایرانی به حسن روحانی رای داده اند و ایشان منتخب ملت می‌‌باشند؛ در پاسخ به این شائبه میتوانید با مراجعه به شیوه رای گیری در جمهوری اسلامی به راحتی‌ دریابید که شرایط اقتصادی ،روانی‌ و امنیتی در ایران بگونه‌ای‌ای است که ملت علاوه بر اینکه از بیم مشکلات ناشی‌ از عدم شرکت در انتخابات از قبیل اخراج از کار و تحصیل ، بطور بی‌ سابقه‌ای در تنگنای اقتصادی و سیاسی اسیر بوده و مجبور هستند بین بد وبدتر ، بد را برگزینند؛ گذشته از این آخرین انتخابات صدام حسین را به خاطر بیاورید که ۱۰۰درصد عراقی‌ها مجبور شدند به وی رای مثبت بدهند! آیا به راستی‌ چنین بود؟ بی‌ گمان ادامه لابی‌ گری و مماشات با چنین باندی که آمر و عامل قتل ، کشتار، و آوارگی صدها هزار ایرانی بوده اند؛ اشتباه فاحشی است که میتواند در فردای آزادی ایران به روابط دوستانه ملتهای ایران و آمریکا لطمات جبران ناپذیری وارد آورد . فلذا امضا کنندگان نامه حاضر که مشتی از خروار و زندانیان سیاسی و حقوق بشری ستمکشیده، و در تبعید میباشند شما ودولت شما را به قطع لابی گری و مماشات با رژیم جنایتکار تهران فرا خوانده مصرانه تقاضای برچیدن کانون‌ها و لابی‌های سنتی‌ جمهوری اسلامی در ایالات متحدهٔ را داریم . یقین داشته باشید هم وطنان رنجدیده ما در داخل با نگرانی‌ و حساسیت موضوع مذاکره احتمالی آمریکا با جنایتکاران حاکم بر ایران را پیگیری میکنند .
با بیشترین و بهترین احترام امضای ۵۵ نفر از زندانیان سیاسی در تبعید به ترتیب حروف الفبا
هومن آرمندی- بابک اجلالی – افشین اعرابی – بهنام امینی (مهیستان بختیاری ) – مهدی اختری – جمشید امینی – رضا (سیروس ) اشرفپور – محسن باپیری – بهروز جاوید تهرانی – بهزاد جان پناه – فرزاد جان پناه – پارسا جعفری – آرمان چاروستایی – فرزاد حمیدی – بابک حشمت ساران – هوشنگ خسرو تاج – جلال رودگر – میثم رودکی – درویش رنجبر – ایمان رضایی – سعید رضایی – محمد زمانی – علی سرمدی – مهدی ساکی – مهرداد سید عسگری – فتاح سبحانی – مرتضا شهبازی – حمید علیزاده – سید مصطفا علوی – ماشاء الله عباس زاده – عیسا علیپور – رضا قبادی – حامد کاوسی – یاسر کریمی – هوشنگ قاسمی – صبا لطفی – اکبر لکستانی – کاسپین ما کان – مهرداد لهراسبی – رضا مبین – افشین مهاجری نژاد – مهرداد ماجدی – اباذر مهرانی – کامران ملک موتی – امیر حسین موحدی – امین موحدی – مجید میرزایی – منوچهر محمدی – رضا محمدی – حامد مرادی – امید نبوی – فرزاد نیکزاد – بهنام وفا سرشت – انصافعلی هدایت – یاور یزدان پناه
Balatarin

۱۳۹۲ تیر ۱۴, جمعه

پیروزی یا بازگشت به عقب






حسن روحانی با اکثریت اری رئیس جمهور ایران شد.اما شادی مردم ایران از این انتخاب جای تعجب دارد!واقعا که حافظهء ما   ایرانیها ستودنیست!در انتخاباتی که نه شور و حال انتخابات هشتاد و هشت را داشت و نه کاندیداهای مطرحی مانند میر حسین و کروبی در ان وجود داشت برد کلمه ای بی معنی است،واقعا مردم ایران به کجا رسیده اند؟ ایا واقعا انتخاب شدن فردی میانه رو و یکی از مهره های اطلاعاتی و امنیتی همان رژیم جلادی که چهار سال قبل مردم ازادیخواه و مبارز ایران را سرکوب کرد جای پایکوبی و خوشحالی دارد؟ 
واقعا که باید به این رژیم و مخصوصا رهبر دیکتاتور و بی کفایتش تبریک گفت!!در واقع این انتخاب فقط باید باعث خوشحالی او و همدستانش بشود نه مردم ایران!!حسن روحانی مسئول بازرسی تشکیلات خامنه ای رئیس جمهور ایران شد و رژیم بقای خود را دست کم تا هشت سال دیگر تمدید کرد،مصر و تونس در حال مبارزه هستند و ما ایرانیها هم همینطور؟ کاش حافظهء تاریخیمان را کمی به کار بگیریم تا اندکی واضح تر ببینیم! حسن روحانی همان ازادی از دست رفتهء زمان خاتمی را در صورت موفقیت بر قرار خواهد کرد و این یعنی برگشت به شانزده سال قبل!!

۱۳۹۲ اردیبهشت ۳۰, دوشنبه

سناریوی انتخابات




انتخابات ریاست جمهوری بار دیگر در شرف وقوع است،انتخاباتی که چهار سال قبل منجر به شکل گیری یکی از بزرگترین
 جنبشهای اعتراضی در ایران شد.جنبشی که در ان صدها تن از مردم کشورمان کشته و زندانی شدند،جنبشی که با خون جوانان ایران زمین شروع شد وهنوز هم ادامه دارد.بله واژهء انتخابات در ایران همرنگ خون و اعتراض است،واژه ای که برای حکومت یک بازی و برای مردم یک امید محسوب می شود.
داستان انتخابات نودو دو با ثبت نام کاندیداهای جناحهای مختلف شروع شد،این بار اکبر هاشمی رفسنجانی در نقش مثبت و اسفندیار رحیم مشایی در نقش منفی بازی می کنند،نمایش امسال تراژدی وحشتناکی است که در حال اجراست.امسال قرار بر این است که مردم مظلوم ایران نقش  اهوی بی پناهی را بازی کنند که از ترس گرگ به شیر پناه می برد.
دههء شصت برای مردم ایران یاداور سیاه ترین دوران بعد از انقلاب اسلامی است و کیست که نداند مسبب ان همه خفقان و خونریزی شخصی است که امروز در لباس اصلاح طلب و منجی ظاهر شده است،الحق که خالق این سناریونویسندهء زبردستی است.امسال اکبر هاشمی امده است تا منجی ما باشد،بیچاره مردم ایران!!
البته لازم به ذکر است که چیزی که در این میان به پیشبرد سناریوهای رژیم کمک شایانی می کند نه بازیگران صحنه که حافظهء ضعیف تماشاگران است،اری ما تماشاچیان خوبی هستیم،بازیهای بد و خسته کننده را زود فراموش می کنیم،حافظه یمان خوب کار نمی کند،همه چیز را زود از یاد می بریم،بازارفیلم و سیاه بازی  را همیشه گرم نگه می داریم،از ان تماشاچیهایی نیستیم که با یک بازی بد و کسالت اور سالن سینما را ترک کنیم، هربار به امید بازی بهتربه سالن سینما می اییم و انتظار معجزه از بازیگران تکراری و کم استعداد داریم.
واقعا تا کی ادامه خواهیم داد؟ ایا هنوز وقت ان نرسیده که از فیلم و صحنه و بازی خسته بشویم؟ ایا بعد از گذشت سی و چند سال هنوز امیدی هست؟ تا کی؟ جواب این سوالها خیلی ساده است! تا سالن سینما را ترک نکنیم نمایش عوض نمی شود؟ بازیگران و سناریو نویسان باید بدانند که مردم از بی هنرییشان خسته شده اند! باید به انها نشان دهیم که ما تماشاچیان فهیمی هستیم!
روی سخنم اینجا با خودم است،کسی که پس از سالها دوری از سالن سینما چهار سال قبل دوباره وارد سالن شد و انتظار یک تغییربزرگ را داشت، البته نتیجهء نمایش چهار سال قبل شکل گیری جنبش سبز ایران بود ولی با گذشت چهار سال هنوز هیچ تغییری در بازیها شکل نگرفته! شاید اگر انزمان نیز در خانه می ماندم و بساط فیلم و سینما را همانطور تحریم شده رها می کردم امسال دیگر فیلم و سناریوی جدیدی وجود نداشت!!
و اینجا روی سخنم با تماشاچیان دیگریست که امسال هم قصد رفتن به سالن سینما را دارند! ایا هنوز امید دارید بازی خوبی ببینید؟ ایا هنوز می خواهید پای صندوقهای رای و رای گیری بروید؟ ایا هنوز جانتان به لبتان نرسیده؟ شما را به خدا کمی به ذهنتان فشار بیاورید تا فجایع چهار سال قبل را بیاد بیاورید، شکنجه ها ،قتلها،تجاوزها ،،ایا به راحتی همهء اینها را فراموش کرده اید؟ شما را به خدا کمی فکر کنید !!!سناریو نویس همان عجوزهء پیریست که سالهاست شما را می فریبد،همان قلم،همان فکر و همان نیت!!چگونه از یک سناریوی کثیف و پلشت یک بازی زیبا و پاک انتظار دارید؟ شما را به خدا بیایید برای یکبار هم که شده روز نمایش در خانه هایمان بمانیم و بساط فیلم و سیاه بازی را رها کنیم!!

محسن مرادی 

۱۳۹۲ فروردین ۲۶, دوشنبه

نقش رهبر در بازی سیاسی ایران



با اغاز سال نو اخبار و حوادث نو نیز وارد زندگی ما ایرانیان شده!از مذاکرات بی نتیجهء کشورهای غربی و امریکا با ایران برسر فعالیتهای هسته ای در الماتی گرفته تا اخبار و شایعات در بارهء حضور سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری امسال وملقب شدن اسفندیار رحیم مشایی به عنوان مرد بهاری توسط محمود احمدی نژاد و متاسفانه زلزلهء بوشهر همه و همه خبر ازوخیم تر شدن اوضاع اقتصادی و سیاسی ایران دارد.گرانی روز افزون،بالا رفتن نرخ ارز و خفقان سیاسی اه از نهاد مردم ایران در اورده است، بیکاری کارگران و عقب افتادن دستمزدها نیز نمکی است بر این زخم کاری، به طور کلی علی رغم همهء ظاهرسازیهای و تبلیغات دروغین حکومت جمهوری اسلامی همهء دنیا از وخامت حال ایرانیان با خبر گشته و به اصطلاح دست رژیم برای همه رو شده و حتی کشورهای دوست و هم دست رژیم نیز در حال قطع امید از ایران هستند، در این میان تلاشهای اباما برای برقراری رابطه و مذاکرهء مستقیم با ایران و طفره رفتن و فرار ایران از این داستان جای تامل دارد، البته با توجه به اخرین سخنان رهبر رژیم..علی خامنه ای.. می توان گفت که امیدی به بهبود روابط بین ایران و امریکا وجود ندارد وبا این اوضاع و احوال احتمال تشدید تحریمهای اقتصادی بیشتر و بیشترخواهد شد.
در این شرایط بیشتر مسئولان نظام خواهان پایان دادن به این وضع هستند، همه دوست دارند مناقشات هسته ای ایران به نوعی پایان یابد و سایهء تحریمها از روی دوش کشورمان برداشته شود ولی همه انها بخوبی از تصمیم خامنه ای اگاهند و می دانند که ایشان قصد عقب نشینی ندارند و به همین دلیل مجبور به سکوتند،البته این خواستهء مسئولین نظام هم از سر خرد و نیت خیر نیست بلکه انها می خواهند شرایط ایران ثبات پیدا کند تا با خیال راحت مشغول چپاول ثروت ایران شوند،خامنه ای اما هدف دیگری را دنبال می کند،او ثبات ایران را تهدیدی برای خود قلمداد می کند،وجود تحریم و تهدید شاید بیشتر از صلح و ارامش تضمین کنندهء ایندهء او باشد، او که در شرایط مساعد هم دم از دشمن و تهدید می زد حال با جدی تر شدن اوضاع بازارش گرمتر شده و نقش پررنگتری ایفا می کند،اگر کمی به عقب برگردیم می بینیم که واقعا هم حساب و کتابش درست است،در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی که کشور مثلا در حال سازندگی بود و هیچ تحدیدی متوجه ایران نبود نقش خامنه نیزدر تصمیم گیریها کمرنگ بود تا جاییکه همه هاشمی رفسنجانی را همه کاره می پنداشتند و به او لقب اکبر شاه داده بودند، در زمان خاتمی هم با اینکه حضور رهبر در عرصهء سیاسی پررنگتر شده بود ولی هنوز به طور علنی در امور مداخله نمی کرد،رفته رفته با ورود محمود احمدی نژاد به عرصهء سیاسی کشور و متشنج شدن روابط ایران با کشورهای جهان نقش خامنه ای نیز در ادارهء امورپررنگتر شد تا حدی که علنا مهمترین تصمیم گیریها بر طبق نظر ایشان گرفته می شود. البته باید اضافه شود که همیشه شخص رهبر در مسائل سیاسی و اقتصادی کشوردخالت داشته و همیشه تصمیمات مهم با نظر شخص ایشان گرفته می شده ولی در زمان حال نسبت به گذشته قدرت و جایگاه رهبری مستحکمتر شده و حوضهء دخالت ان نیز گسترده تر شده است.
همانطور که پیشتر اشاره شد جو پیش امده در سیاست ایران و اعمال تحریمها و فشار ها ی بین المللی همه و همه مطلوب خامنه ای است و به قولی اوضاع بر وفق مرادش است و اینطور که به نظر می رسد تغییر شرایط باب طبع ایشان نیست به همین دلیل انتخابات اتی تاثیری در سیاست خارجی ایران نخواهد داشت،همانطور که در مقاله های قبل اشاره شد تنها راه برون رفت از این بحران مرگ ایت الله است که البته انهم غیر قابل پیش بینی است.متاسانه ازادی ایران با جان ناقابل رهبر گره خورده و تا ایشان زنده است هیچ تغییری در شرایط سیاسی و اقتصادی ایران ایجاد نمی شود.اری تنها با حذف رهبر از بازی سیاسی ایران ازادی دست یافتنی است..پس به امید ایران بدون رهبر       

۱۳۹۱ اسفند ۲۷, یکشنبه

تحریم انتخابات جرم اعلام شد


    عبدالصمد خرم‌آبادی، دبیر "کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه"، در گفتگو با خبرگزاری فارس مواردی که انتشار آنها  در ارتباط با انتخابات ریاست‌جمهوری ایران "مجرمانه" تلقی می شود را مشخص کرده است
بنا به گفته آقای خرم‌آبادی، این کارگروه که مسئولیت سانسور اینترنت در ایران را بر عهده دارد، در ۱۸ بهمن ۱۶ مورد را به عنوان محتوای مجرمانه مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری تعیین کرده است
بخشی از این موارد شامل دعوت به تحریم انتخابات، برگزاری تجمع اعتراضی، تحصن و اعتصاب و همچنین توهین به نامزدهای ریاست‌جمهوری است
کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، بر اساس قانون جرایم رایانه‌ای تشکیل شده و اقدام به تصمیم گیری در مورد فیلتر کردن سایت‌ها و خدمات اینترنتی می‌کند.
با توجه به این داستان دعوت به تحریم انتخابات یک جرم تلقی می شود و البته امسال با توجه به حساسیت انتخابات در پیش رو به احتمال زیاد مجازات سنگینی هم در بر دارد.به هر حال از یک حکومت مستبد دینی بیشتر از این نیز انتظار نمی رود، بیان نظر و عقیده در این نوع حکومتها حتی سخت تر از سایر جرایم نظیر دزدی و مال مردم خوری سرکوب می شود، امروز در ایران اسلامی ما نظر مخالف به منزلهء دشمنی با اسلام و ولایت تعبیر می شود و گناهی نا بخشودنیست،ولی در مخالفت با این به اصطلاح کار گروه سانسورچی به جاست که همهء ما ایرانیان ازاده مرتکب این جنایت مخوف شده و انتخابات را تحریم نماییم.اری تنها انتخاب ازاد برای ما همین انتخاب تحریم انتخابات است.بیایید همه با هم انتخابات را تحریم کنیم