چه
تخفیف بزرگی خورده است قیمت جان
بیشتر
از بیست روز از مرگ ستار بهشتی وبلاگنویس
سی و پنج ساله در شکنجه گاههای رژیم ایران
میگذرد ولی هنوز هیچ پاسخ روشنی از
مسئولین نظام در این باره اعلام نشده
است،از نظر رژیم در این مورد نیز مانند
سایر جنایتهای دیگرش ابهامات زیادی وجود
دارد،در این باره از پزشکی که اولین بار
یعنی قبل از مرگ ستار او را معاینه میکند
تا مسئول بند زندان اوین ،دادستانی و
مسئولین پلیس فتا حرفهای ضد و نقیض زیادی
بر زبان رانده اند ،از همهء این اظهارات
مصلحتی، ساختگی و یا توجیهی که بگذریم طی
آخرین اخباری که در تاریخ سی ام ابان منتشر
شد، کمیسیون هفت نفره پزشکی علت مرگ ستار
را وارد آمدن یک شک به او اعلام کردهاند
که این شک یادر اثر فشارهای روانی و یا
ضربات فیزیکی ممکن است بوجود آمده باشد
متأسفانه
باید گفت نتیجه هر چه از آب در اید به حال
ما فرقی نمی کند،نتیجهء بیست روز تلاش
شبانه روزی کمیسیون پزشکی را ازهمان ساعات
اولی که خبر کشته شدن ستار به گوشمان رسید
می دانستیم، بگذارید اصلاً خیالتان را
راحت کنم و تا چند ماه دیگر را هم برایتان
پیشگویی کنم،بزودی دادگاه عادلی تشکیل
خواهد شد وفارغ از همهء مصلحتهای سیاسی
ومذهبی و غیره و ذالک مسببان مرگ ستار را
که به احتمال قوی متهمان ردیف اولش سرباز
دم درزندان اوین،ابدارچی پلیس فتا
وووو...خواهند
بود را یکی یکی به سزای اعمالشان خواهند
رساند وبار دیگر برگ زرینی به افتخارات
نظام در احقاق حق مظلوم از ظالم در کارنامه
درخشان نظام جمهوری اسلامی اضافه خواهد
شد و مردم فهیم ایران هم از آن پس قدر این
حکومت را بیشتر خواهند دانست...
باور
کنید مقصودم ازنوشتن این کمینه خنداندنتان
نبود هر چند که میدانم خندهء تلختان از
گریه غم انگیزتر است،با همهء این حرفها
باید اعتراف کنم که بدبختانه در اثر کثرت
این فجایع ما هم به آنها خو گرفتهایم
و کاری جز انفعال انجام نمی دهیم، مطابق
روال همهء فجایع قبلی چند روز اول حادثه
عده ای گله و شکایت میکنند و عدهء دیگر
خونخواهی میکنند و پس از مدتی هم همه
چیز تمام میشود و کل ماجرا را درقسمتی
از حافظه مان که مربوط به اسناد و مدارک
جنایات رژیم است بایگانی میکنیم و آرام
ارام خود را برای فاجعهء بعدی آماده
میکنیم.از
این بدتران است که به قول آن نویسنده معروف
ما این رویدادها و جنایات را برحسب سبیل
عقاید جاری جزوعادات روزمرهء زندگی
میشماریم ولی غافل از این نکته ایم که این
دردها اهسته اهسته روح مارا در انزوا و
تاریکی خواهد خورد.
واقعاً
که ارزش جان یک انسان در مملکت به ظاهر
اسلامی ایران از همه چیز بی ارزشترشده
است .به
قول دوستان در این دورهء گرانی چه تخفیف
بزرگی خورده است قیمت جان! اری
در کشور ما این بزرگترین موهبت الهی پشیزی
ارزش ندارد ،این که میگویم فقط منظورم
کشت و کشتار مستقیم رژیم نیست،اری داستان
غم انگیزتر از اینهاست،فقط کافیست کمی
صفحهء حوادث روزنامهها را ورق بزنیم و
قدری تأمل کنیم تا عمق فاجعه آشکار شود،شاید
حتی نیم نگاهی هم به آمار مرگ و میر جوانان
در اثر اعتیاد وغیره و ذالک کافی باشد،در
مورد حوادث رانندگی و مرگ و میر در
بیمارستانها به علت بی توجهی مسئولین
وگاهی هم خود ما، دیگر توضیحی نمیدهم
که تقریباً همه کم و بیش از آنها مطلعیم!!!
در
اینجا از انفعال خودمان که البته از نظر
نویسنده گناهی است به غایت بزرگ و غیر
قابل توجیه، بگذریم از ادعای مسئولین
حکومت ایران دربرقراری عدالت اسلامی
نمیتوان گذشت!منظورم
همانهایست که داعیهء امامت شیعیان جهان
را در سر دارند،منظورم انهایست که به
ظاهراز فرط نماز شب پیشانیهایشان مانند
زانوی شترپینه بسته!بله
درست است منظورم انهایست که شکمهایشان
در اثر کار شبانه روزی و فی سبیل الله
مانند زنان ابستن شده!از
آنها نمیتوان گذشت،انها باید پاسخگو
باشند،باید پای ادعایشان بایستند،اری
مردم ایران از آنها طلبکارند،مگر آنها
به ادعایی خودشان خدمتگزاران ما نیستند؟
کجا است آن دلاوری که مدام می گفت من خاک
پای ملت ایرانم!!من
مخلص مردمم!!من
اینجا و به نمایندگی ازطرف مردم شریف
ایران از شماهایی که این داعیه ها و خیالات
را در سردارید سؤال می کنم!!چرا
شمایی که خود را رهبر فرزانه وعادل و
اندیشمند میدانید حتی یکبار هم درخلال
این حادثه و حوادث مشابه قبلی -ازکشتار
کوی دانشگاه گرفته تا فجایع بیشمار دیگرتا
مرگ ستار- که
وقوع آنها نتیجهء مستقیم بیکفایتی
شما و نالایق بودن سیستم تحت امرشماست از
محضر مردم ایران عذرخواهی نکرده اید؟چرا
همیشه جاننثاران بلند مرتبهء شما مسئولیت
این فجایع را -البته
با هماهنگی خودتان- همیشه
به گردن عدهای مقام دون پایه وبه اصطلاح
عناصر آلت دست شدهء رده پایین می اندازند،چرا
در کشورهای دیگری که اتفاقاً شما و
همدستانتان کفار می نامید در صورت بروز
کوچکترین فاجعهای که منجر به ازردن
افکار عمومی میشود رده بالاترین مقام
آن کشور مسئولیت حادثه را به عهده میگیرد
و استعفا میدهد ولی شما و همدستانتان
حتی ککتان هم نمی گزد؟ براستی چرا اینچنین
است؟رسانه هایتان را که میخوانیم از
شدت درد به خودمان می پیچیم.فلان
مسئول بی دردتان اظهار کردهاند که چرا
این قضیهء ستار را تمام نمی کنید؟چرا با
مردن یک نفرانقدر با آبروی نظام بازی می
کنید؟ مگر نمیبینید که جهان غرب و دشمنان
ما دارند از این ماجرا ی ساده سوءاستفاده
می کنند!!! واقعاً
شرم بر شما ودستگاههای تحت امرتان!
شما را چه
شده است که جان یک انسان را مسئلهء سادهای
می بینید؟ چه برسرتان آمده که انقدر مصلحت
اندیش شدهاید که انسانیت را از یاد برده
اید؟
البته با طرح این سوالها منتظر جوابی از شما نیستیم!شما درتمام مدت حکومتتان به اندازهء تمام فجایعتان پاسخگو بوده اید،باور کنید گوشهایمان از اراجیفتان پر است،از دودوزه بازیهایتان، از صحنه سازیهایتان، از دادگاههای سوریتان!!جوابی نمیخواهیم چون این فجایع توجیه پذیر نیستند!خونی که ریخته شد با جواب و حتی استعفا هم دوباره بر نمی گردد،براستی هم که پوزش و معذرت شما هم مرحمی بر دردهایمان نیست،اینرا هم شما بخوبی میدانید و هم ما!و البته اینرا هم شما میدانید و هم ما که ظلم پایدار نخواهد بود!!بالاخره شما هم جایتان را به بعدی میدهید وکسی نمی داند شاید این دورهمینطور ادامه پیدا کند!ولی این نکته را هیچگاه فراموش نکنید که اگر شانس بیاورید و در این دنیا توسط مردم داغدیدهء ایران محاکمه نشویداز دست محکمهء وجدانتان نمی توانید فرار کنید،شاید عدهای براین عقیده باشند که وجدان شما کاملاً مرده است ولی من مطمئنم و ایمان دارم که روزی، انگاه که درخلوت خانه هایتان آسوده نشسته اید حتی اگر شده به اندازهء سرسوزنی، وجدان خفته تان بیدارخواهد شد وگریبانتان را خواهد گرفت وعذابی که انروز میکشید شما را بس است،حداقل آنجا دیگر صحنه سازی و نمایش بی مفهوم است
البته با طرح این سوالها منتظر جوابی از شما نیستیم!شما درتمام مدت حکومتتان به اندازهء تمام فجایعتان پاسخگو بوده اید،باور کنید گوشهایمان از اراجیفتان پر است،از دودوزه بازیهایتان، از صحنه سازیهایتان، از دادگاههای سوریتان!!جوابی نمیخواهیم چون این فجایع توجیه پذیر نیستند!خونی که ریخته شد با جواب و حتی استعفا هم دوباره بر نمی گردد،براستی هم که پوزش و معذرت شما هم مرحمی بر دردهایمان نیست،اینرا هم شما بخوبی میدانید و هم ما!و البته اینرا هم شما میدانید و هم ما که ظلم پایدار نخواهد بود!!بالاخره شما هم جایتان را به بعدی میدهید وکسی نمی داند شاید این دورهمینطور ادامه پیدا کند!ولی این نکته را هیچگاه فراموش نکنید که اگر شانس بیاورید و در این دنیا توسط مردم داغدیدهء ایران محاکمه نشویداز دست محکمهء وجدانتان نمی توانید فرار کنید،شاید عدهای براین عقیده باشند که وجدان شما کاملاً مرده است ولی من مطمئنم و ایمان دارم که روزی، انگاه که درخلوت خانه هایتان آسوده نشسته اید حتی اگر شده به اندازهء سرسوزنی، وجدان خفته تان بیدارخواهد شد وگریبانتان را خواهد گرفت وعذابی که انروز میکشید شما را بس است،حداقل آنجا دیگر صحنه سازی و نمایش بی مفهوم است
پاینده
باد ایران عزیز
ققنوس
ایران زمین

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر