۱۳۹۲ فروردین ۲۶, دوشنبه

نقش رهبر در بازی سیاسی ایران



با اغاز سال نو اخبار و حوادث نو نیز وارد زندگی ما ایرانیان شده!از مذاکرات بی نتیجهء کشورهای غربی و امریکا با ایران برسر فعالیتهای هسته ای در الماتی گرفته تا اخبار و شایعات در بارهء حضور سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری امسال وملقب شدن اسفندیار رحیم مشایی به عنوان مرد بهاری توسط محمود احمدی نژاد و متاسفانه زلزلهء بوشهر همه و همه خبر ازوخیم تر شدن اوضاع اقتصادی و سیاسی ایران دارد.گرانی روز افزون،بالا رفتن نرخ ارز و خفقان سیاسی اه از نهاد مردم ایران در اورده است، بیکاری کارگران و عقب افتادن دستمزدها نیز نمکی است بر این زخم کاری، به طور کلی علی رغم همهء ظاهرسازیهای و تبلیغات دروغین حکومت جمهوری اسلامی همهء دنیا از وخامت حال ایرانیان با خبر گشته و به اصطلاح دست رژیم برای همه رو شده و حتی کشورهای دوست و هم دست رژیم نیز در حال قطع امید از ایران هستند، در این میان تلاشهای اباما برای برقراری رابطه و مذاکرهء مستقیم با ایران و طفره رفتن و فرار ایران از این داستان جای تامل دارد، البته با توجه به اخرین سخنان رهبر رژیم..علی خامنه ای.. می توان گفت که امیدی به بهبود روابط بین ایران و امریکا وجود ندارد وبا این اوضاع و احوال احتمال تشدید تحریمهای اقتصادی بیشتر و بیشترخواهد شد.
در این شرایط بیشتر مسئولان نظام خواهان پایان دادن به این وضع هستند، همه دوست دارند مناقشات هسته ای ایران به نوعی پایان یابد و سایهء تحریمها از روی دوش کشورمان برداشته شود ولی همه انها بخوبی از تصمیم خامنه ای اگاهند و می دانند که ایشان قصد عقب نشینی ندارند و به همین دلیل مجبور به سکوتند،البته این خواستهء مسئولین نظام هم از سر خرد و نیت خیر نیست بلکه انها می خواهند شرایط ایران ثبات پیدا کند تا با خیال راحت مشغول چپاول ثروت ایران شوند،خامنه ای اما هدف دیگری را دنبال می کند،او ثبات ایران را تهدیدی برای خود قلمداد می کند،وجود تحریم و تهدید شاید بیشتر از صلح و ارامش تضمین کنندهء ایندهء او باشد، او که در شرایط مساعد هم دم از دشمن و تهدید می زد حال با جدی تر شدن اوضاع بازارش گرمتر شده و نقش پررنگتری ایفا می کند،اگر کمی به عقب برگردیم می بینیم که واقعا هم حساب و کتابش درست است،در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی که کشور مثلا در حال سازندگی بود و هیچ تحدیدی متوجه ایران نبود نقش خامنه نیزدر تصمیم گیریها کمرنگ بود تا جاییکه همه هاشمی رفسنجانی را همه کاره می پنداشتند و به او لقب اکبر شاه داده بودند، در زمان خاتمی هم با اینکه حضور رهبر در عرصهء سیاسی پررنگتر شده بود ولی هنوز به طور علنی در امور مداخله نمی کرد،رفته رفته با ورود محمود احمدی نژاد به عرصهء سیاسی کشور و متشنج شدن روابط ایران با کشورهای جهان نقش خامنه ای نیز در ادارهء امورپررنگتر شد تا حدی که علنا مهمترین تصمیم گیریها بر طبق نظر ایشان گرفته می شود. البته باید اضافه شود که همیشه شخص رهبر در مسائل سیاسی و اقتصادی کشوردخالت داشته و همیشه تصمیمات مهم با نظر شخص ایشان گرفته می شده ولی در زمان حال نسبت به گذشته قدرت و جایگاه رهبری مستحکمتر شده و حوضهء دخالت ان نیز گسترده تر شده است.
همانطور که پیشتر اشاره شد جو پیش امده در سیاست ایران و اعمال تحریمها و فشار ها ی بین المللی همه و همه مطلوب خامنه ای است و به قولی اوضاع بر وفق مرادش است و اینطور که به نظر می رسد تغییر شرایط باب طبع ایشان نیست به همین دلیل انتخابات اتی تاثیری در سیاست خارجی ایران نخواهد داشت،همانطور که در مقاله های قبل اشاره شد تنها راه برون رفت از این بحران مرگ ایت الله است که البته انهم غیر قابل پیش بینی است.متاسانه ازادی ایران با جان ناقابل رهبر گره خورده و تا ایشان زنده است هیچ تغییری در شرایط سیاسی و اقتصادی ایران ایجاد نمی شود.اری تنها با حذف رهبر از بازی سیاسی ایران ازادی دست یافتنی است..پس به امید ایران بدون رهبر       

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر