۱۳۹۳ دی ۷, یکشنبه

علیرضا رسولی پس از 47 روز اعتصاب غذا در استانهء مرگ قرار گرفته است



كانون حمايت از خانواده جان باختگان و بازداشتي ها 5 دي 93: بنا به گزارشات دريافتي زنداني سياسي عليرضا رسولي كه همچنان
در زندان اروميه در اعتصاب غذابه سر مي برد به گفته همبندي هايش در آستانه مرگ قرار گرفته است. اين در حالي است كه مسئولان جنايتكار زندان ارومیه تاکنون به خواسته‌های این زندانی سیاسی مبتلا به سرطان عمل نکرده‌اند

پس از پایان اعتصاب جمعی از زندانیان سیاسی محبوس در ارومیه، علیرضا رسولی امروز جمعه پنجم دی‌ماه، وي در 47 امين روز اعتصاب غذای خود است و نگرانی‌ها نسبت به مرگ وی افزایش یافته است.
پس از پایان 33 روز اعتصاب غذای جمعی از زندانیان سیاسی محبوس در ارومیه در ساعات پایانی شب دوشنبه هفته پيش، وکیل یکی از زندانیان سیاسی ارومیه از ادامه اعتصاب غذای علیرضا رسولی در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی و درمان مناسب خبر داد. این وکیل دادگستری از وضعیت خطرناک وی ابراز نگرانی کرده است و گفته که مسئولان باید به صورت اورژانسی به وضعیت وی رسیدگی کنند.
گفته شده این زندانی بیمار از 19 آبان‌ماه یعنی 10 روز پیش‌تر از 27 زندانی معترض دیگر بند 12، در اعتراض به عدم رسیدگی به وضعیت درمانی‌اش از سوی مسئولان زندان مرکزی ارومیه دست به اعتصاب غذا زده است و کماکان در اعتصاب به سر می‌برد.
این زندانی سیاسی روز چهارشنبه 3 دی‌ماه 1393، به دلیل قرار گرفتن در وضعیت حاد جسمی، به بیمارستانی خارج از زندان منتقل شده و پس از گذشت چند ساعت بدون اینکه اقدامی برای درمان وی انجام و یا از سوی مسئولان به خواسته‌های وی عمل شود، دوباره به زندان بازگردانده شد.
وکیل يكي از زندانيان سياسي در اين باره گفت: «پزشکان این زندانی تشخیص داده‌اند که در صورت نگهداری وی در زندان و عدم تحقق خواسته‌های قانونی وی در خصوص برخورداری از درمان و امکانات پزشکی مناسب، مرگ وی حتمی است و باید فوری در بیمارستان خارج از زندان بستری و تحت نظر پزشکان متخصص قرار گیرد.»
علیرضا رسولی به دلیل بیماری سرطان (تومور) در ناحیه هر دو زانوی پا، پوکی استخوان لگن و همچنین کوتاه شدن یکی از پا‌هایش، وضعیت دردآوری داشته و خواسته‌ی مشخص و معین خود را در چهارچوب آیین‌نامه زندان‌ها مبنی بر اقدام فوری برای درمان وی از سوی مسوولین و رسیدگی پزشکی و برخورداری از امکانات درمانی مناسب، دست به اعتصاب غذا زده است.
مسئولین زندان تاکنون از فرستادن این زندانی به مراکز درمانی خارج از زندان جهت مداوا و عمل خودداری کرده‌اند و حتی مسئولان زندان اجازه نداده‌اند داروهایی را که پزشک متخصص در خارج از زندان برای وی تجویز کرده است، تحویل این زندانی شود.
برخی از هم‌بندی‌های علیرضا رسولی گفته‌اند این زندانی سیاسی در آستانه مرگ قرار گرفته است.
كانون حمايت از خانواده جان باختگان و بازداشتي ها 5 دي 93: بنا به گزارشات دريافتي زنداني سياسي عليرضا رسولي كه همچنان در زندان اروميه در اعتصاب غذابه سر مي برد به گفته همبندي هايش در آستانه مرگ قرار گرفته است. اين در حالي است كه مسئولان جنايتكار زندان ارومیه تاکنون به خواسته‌های این زندانی سیاسی مبتلا به سرطان عمل نکرده‌اند

پس از پایان اعتصاب جمعی از زندانیان سیاسی محبوس در ارومیه، علیرضا رسولی امروز جمعه پنجم دی‌ماه، وي در 47 امين روز اعتصاب غذای خود است و نگرانی‌ها نسبت به مرگ وی افزایش یافته است.
پس از پایان 33 روز اعتصاب غذای جمعی از زندانیان سیاسی محبوس در ارومیه در ساعات پایانی شب دوشنبه هفته پيش، وکیل یکی از زندانیان سیاسی ارومیه از ادامه اعتصاب غذای علیرضا رسولی در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی و درمان مناسب خبر داد. این وکیل دادگستری از وضعیت خطرناک وی ابراز نگرانی کرده است و گفته که مسئولان باید به صورت اورژانسی به وضعیت وی رسیدگی کنند.
گفته شده این زندانی بیمار از 19 آبان‌ماه یعنی 10 روز پیش‌تر از 27 زندانی معترض دیگر بند 12، در اعتراض به عدم رسیدگی به وضعیت درمانی‌اش از سوی مسئولان زندان مرکزی ارومیه دست به اعتصاب غذا زده است و کماکان در اعتصاب به سر می‌برد.
این زندانی سیاسی روز چهارشنبه 3 دی‌ماه 1393، به دلیل قرار گرفتن در وضعیت حاد جسمی، به بیمارستانی خارج از زندان منتقل شده و پس از گذشت چند ساعت بدون اینکه اقدامی برای درمان وی انجام و یا از سوی مسئولان به خواسته‌های وی عمل شود، دوباره به زندان بازگردانده شد.
وکیل يكي از زندانيان سياسي در اين باره گفت: «پزشکان این زندانی تشخیص داده‌اند که در صورت نگهداری وی در زندان و عدم تحقق خواسته‌های قانونی وی در خصوص برخورداری از درمان و امکانات پزشکی مناسب، مرگ وی حتمی است و باید فوری در بیمارستان خارج از زندان بستری و تحت نظر پزشکان متخصص قرار گیرد.»
علیرضا رسولی به دلیل بیماری سرطان (تومور) در ناحیه هر دو زانوی پا، پوکی استخوان لگن و همچنین کوتاه شدن یکی از پا‌هایش، وضعیت دردآوری داشته و خواسته‌ی مشخص و معین خود را در چهارچوب آیین‌نامه زندان‌ها مبنی بر اقدام فوری برای درمان وی از سوی مسوولین و رسیدگی پزشکی و برخورداری از امکانات درمانی مناسب، دست به اعتصاب غذا زده است.
مسئولین زندان تاکنون از فرستادن این زندانی به مراکز درمانی خارج از زندان جهت مداوا و عمل خودداری کرده‌اند و حتی مسئولان زندان اجازه نداده‌اند داروهایی را که پزشک متخصص در خارج از زندان برای وی تجویز کرده است، تحویل این زندانی شود.
برخی از هم‌بندی‌های علیرضا رسولی گفته‌اند این زندانی سیاسی در آستانه مرگ قرار گرفته است.

۱۳۹۳ دی ۶, شنبه

Female Prisoner of Conscience Transferred to Deplorable Gharchak Prison


Female prisoner of conscience Hakimeh Shokri was abruptly transferred from Evin Prison to the Gharchak Prison in Varamin on December 15, 2014, Shokri’s sister told the International Campaign for Human Rights in Iran.
Gharchak prison is known for its abysmal conditions, especially regarding those for its female prisoners.
“I don’t know why they treated her this way. Why did they transfer her to Gharchak Prison in Varamin in such haste where she wasn’t even able to take her clothes, personal items, and money? She didn’t even have enough money to call us and let us know about her transfer,” said Zahra Shokri, Hakimeh Shokri’s sister.
“The officials did not tell us the reasons for the transfer. They didn’t tell Hakimeh, either. Her sentence does not include imprisonment in exile. We learned about her transfer two days after it took place, through published news…When we went to Evin Prison Courts, they told us that Hakimeh is still inside Evin Prison. We were so happy to think that the news was false,” continued Zahra Shokri. “But when we went to Evin, the agents told us that the news we had heard was accurate, and that she had been transferred to Gharchak. We went to Gharchak after that, and were able to visit with Hakimeh for a few minutes,” she added.
Regarding her sister’s conditions, Zahra Shokri told the Campaign “It appears the heating equipment at Gharchak does not work. It was very cold inside the prison, and Hakimeh did not have any other clothes other than what she was wearing. We wanted to deposit some money into her [prison] account that same day, but it was too late in the day and office hours were over. She still has no money with which to buy anything for herself. Worse yet, she is in the same cell as dangerous criminals.”
Imprisoning political prisoners alongside violent criminals is a common practice in Iranian prisons, as is ill treatment, which typically includes cramped and unhygienic conditions and lack of critically needed medical care.
Hakimeh Shokri, 44, was arrested on December 5, 2010, along with a group of other individuals after she participated in the memorial service for Amir Arshad Tajmir, a young victim of the violent crackdown against the peaceful protests that followed the disputed presidential election in Iran in 2009. Shokri was released on bail after being detained for about 2.5 months inside the Intelligence Ministry’s Ward 209 at Evin Prison.
On April 11, 2012, Shokri was put on trial at a Tehran Revolutionary Court under Judge Moghisseh, on charges of “propaganda against the state,” and “acting against national security,” and was sentenced to three years in prison. She was summoned to begin serving her prison term in November 2012.
Hakimeh Shokri was a member of the “Laleh Mothers Group,” formerly known as “Mourning Mothers.” This group was initially formed by women who had lost their children in the mass prison executions of the 1980′s, and later, mothers who had lost their children in the aftermath of the 2009 election protests, and women who protested the post-election events. Members of this group were present at the funeral ceremonies of victims of the post-election crackdown.
The women in this group gathered weekly at Laleh Park to protest the arrests, prison sentences, and murders of ordinary citizens during the post-election crackdown, and hence the group’s name changed to the “Laleh Park Mothers.” Arrests and threats against several members of the group by security and intelligence agencies, however, prevented them from continuing their meetings.

میرحسین‌موسوی: تهمت براندازی ناشی از بی‌تقوایی وضعف بهتان زنندگان است؛ آماده پاسخگویی به اتهامات هستم!

میرحسین موسوی در آخرین اظهار نظر خود در حصر خانگی با اشاره به موج تهمت‌ها و دروغ‌پراکنی‌های وسیع روزهای اخیر در رسانه‌ها تاکید کرد: برانداز کسانی هستند که از جیب مستضعفان و پابرهنگان و فقرا فسادهای عظیم را در کشور ایجاد کرده‌اند.
به گزارش کلمه، نخست‌وزیر هشت سال دفاع مقدس که در جریان موج تبلیغاتی وسیع رسانه‌های حکومتی علیه همراهان جنبش سبز قرار دارد، اتهام‌زنی‌ها و دروغ‌پردازی‌هایی از قبیل تهمت براندازی و … را ناشی از بی‌تقوایی و ضعف بهتان‌زنندگان دانسته و گفته است: اینجانب و رهنورد از ابتدای حصر بارها از طریق زندانبانان، به مسئولان امر برای حضور در دادگاهی علنی و صالح اعلام آمادگی کرده‌ایم.
موسوی گفته است: بنده آماده‌ام تا ضمن پاسخ‌گویی به اتهامات، حقایق مربوط به سرچشمه‌های فساد عظیمی که کشور و انقلاب را در خود غرق کرده است، بیان کنم.

۱۳۹۳ آذر ۲۸, جمعه

International Community Condemns Iran's Abysmal Human Rights Record at UN

December 18, 2014 - Foreign Affairs Minister John Baird today issued the following statement, following the adoption by the United Nations General Assembly of the resolution on the situation of human rights in Iran:
“The adoption of this Canadian-led resolution demonstrates that the international community continues to condemn Iran’s abysmal record on human rights. Canada is heartened by the support this resolution received and reiterates to the Iranian people that their dignity remains at the forefront of the agenda.
“This resolution provides a public signal to human rights defenders in Iran that they continue to have our unwavering support. It also brings international scrutiny to bear on Iran’s atrocious human rights record and calls on the clerical regime in Tehran to uphold its obligations and promises of meaningful reform.
“It’s high time for President Rouhani to uphold Iran’s commitments, and reverse the trend of its worsening human rights record, its continued material support for terrorism, and its ongoing nuclear ambitions. Canada will continue to defend the rights of the afflicted and be a voice for all of those who have been silenced under Iran’s repressive actions.”

كشته شدن يك جوان شیرازی توسط نيروي انتظامي به جرم داشتن يك بطري آب جو


امیر‌‌‌‌‌‌رضا زارع فرزند عبدالحمید شهروند شیرازی روز(شنبه22آذر93)با هدف مستقیم شلیک نیروی انتظامی به جرم داشتن يك بطري آب جو کشته شد.
به گزارش بام،ارگان خبری بنیاد اکبر محمدی ،این جوان شیرازی شنبه ساعت ده شب ابتداي کوچه محل اقامت خود، کنار کارخانه روغن نباتی شیراز در پشت حافظیه بهمراه یکی از دوستان خود درحالی که یک بطری آب‌جو در دست داشته باماموران تجسس اطلاعات كلانترى 19سعدى روبرو می‌شود ودر محاصره مامورین قرار میگیرد .
زارع با دیدن پلیس شروع به دویدن و فرار میکند و در این هنگام یکی از مامورین جنايتكار بوسيله اسلحه كمري خود به وي شليك ميكند كه منجر به قتل وي ميگردد.
شایان ذکر است که مراسم تشییع جنازه این جوان روز (دوشنبه24آذر)انجام و در قبرستان سعدی شیراز به خاک سپرده شد.

۱۳۹۳ آذر ۲۴, دوشنبه


كانون حمايت از خانواده جان باختگان و بازداشتي ها 24 آذر 93: بنا به گزارشات رسيده قضاييه جمهوري اسلامي در يك  عمل غير
 قانوني اقدام به تشكيل پرونده جديدي براي زنداني سياسي و فعال كارگري بهنام ابراهیم‌ زاده نموده است.
بقرار اطلاع در دادگاهي كه روز چهارشنبه ۱۲ آذر ماه به رياست صلواتي تشكيل شد براي اين زنداني سياسي پرونده جديد تحت عنوان ”ارتباط با احمد شهید و سازمان مجاهدین خلق ايران” باز شده است و حكم جديد بر اساس اين پرونده به وي ابلاغ خواهد شد.
لازم به يادآوري است بهنام ابراهیم‌زاده فعال کارگری كه در خرداد 89 دستگير شده است، از سوی دادگاه انقلاب به اتهام اجتماع و تبانی ابتدا به 20 سال و سپس بعد از دادگاه تجديد نظر به 5 سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

احضار و تهديد خانواده زنداني سياسي سامان نسيم براي اجراي حكم اعدام



گزارشات رسيده از مريوان حاكي از اين است كه مأموران اطلاعات اين شهر اعضاي خانواده سامان نسيم، يكي از زندانيان سياسي محكوم به اعدام و در حال اعتصاب غذا در زندان مركزي اروميه را احضار كرده و آنان را تهديد كرده اند كه در صورتيكه سامان و ساير محكومين به اعدام اعتصاب غذاي خود را پايان ندهند، حكم اعدام آنان سريعتر اجرا خواهد شد.
زنداني جوان سامان نسيم در حاليكه 17 سال بيشتر نداشت به اتهام عضويت در حزب حيات آزادي كردستان ( پژاك) در منطقه سردشت كردستان، حدوداً سه سال قبل دستگير و به اعدام محكوم گريده است. وي هم اكنون به همراه ساير زندانيان در زندان اروميه 24 روزاعتصاب غذا را پشت سر گذاشته است
لازم به ذكر است كه وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي، در يك عمل غير انساني مدتي قبل بعد از شكنجه هاي وحشيانه اين زنداني را وادار به اعتراف تلويزيوني بر عليه خودش نموده بود.

كانون حمايت از خانواده جان باختگان و بازداشتي ها

۱۳۹۳ آذر ۱۸, سه‌شنبه

بازداشت فرزاد مرادی نیا و آخرین خبر از وضعیت فردین میرکی

بازداشت فرزاد مرادی نیا و آخرین خبر از وضعیت فردین میرکی

روز یکشنبه 16 آذر ساعت هشت و نیم صبح تعداد زیادی از نیروهای لباس شخصی اداره ی اطلاعات در حالی که صورت خود را با ماسک پوشانده بودند به خانه ی فرزاد مرادی نیا عضو کمیته هماهنگی و فعال کارگری یورش برده و بعد از تفتیش منزل و ضبط تعدادی از وسایل شخصی ایشان، نامبرده را بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال داده اند.

شایان ذکر است که فرزاد سالیان زیادی است که از بیماری دستگاه گوارش رنج می برد و یک شب قبل از دستگیری نیز دچار خونریزی شدید معده شده بود و دکتر معالجش بر عمل جراحی وی تاکید نموده است.

بعد از بازداشت این فعال کارگری خانواده اش به دلیل وضعیت وخیم وی به اداره ی اطلاعات مراجعه کرده و وضعیت حاد بیماری او را به اطلاع مامورین رسانده اند که با جواب سربالای آنان مواجه شده اند.

همچنین فردین میرکی دیگر عضو بازداشتی کمیته ی هماهنگی روز جمعه 14 آذر طی یک تماس تلفنی با همسرش از ادامه ی بازداشتش خبر داده است.

کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
16 آذر 1393

روز یکشنبه 16 آذر ساعت هشت و نیم صبح تعداد زیادی از نیروهای لباس شخصی اداره ی اطلاعات در حالی که صورت خود را با ماسک پوشانده بودند به خانه ی فرزاد مرادی نیا عضو کمیته هماهنگی و فعال کارگری یورش برده و بعد از تفتیش منزل و ضبط تعدادی از وسایل شخصی ایشان، نامبرده را بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال داده اند.

شایان ذکر است که فرزاد سالیان زیادی است که از بیماری دستگاه گوارش رنج می برد و یک شب قبل از دستگیری نیز دچار خونریزی شدید معده شده بود و دکتر معالجش بر عمل جراحی وی تاکید نموده است.

بعد از بازداشت این فعال کارگری خانواده اش به دلیل وضعیت وخیم وی به اداره ی اطلاعات مراجعه کرده و وضعیت حاد بیماری او را به اطلاع مامورین رسانده اند که با جواب سربالای آنان مواجه شده اند.

همچنین فردین میرکی دیگر عضو بازداشتی کمیته ی هماهنگی روز جمعه 14 آذر طی یک تماس تلفنی با همسرش از ادامه ی بازداشتش خبر داده است.

کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
16 آذر 1393

۱۳۹۳ آذر ۱۲, چهارشنبه

اعتراض دیده‌بان حقوق بشر به حکم اعدام سهیل عربی


سهیل عربی، عکاس ۳۰ ساله‌ای که به اتهام دشنام به پیامبر (سب النبی) به اعدام محکوم شده، منتظر پاسخ درخواست اعاده دادرسی پرونده‌اش است.
غلامحسین محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه قضائیه در نشست خبری هفتگی خود در پاسخ به سئوال خبرنگاری
درباره احتمال عفو سهیل عربی گفت: «فعلا عفو مطرح نیست و به عنوان مفسد فی الارض حکمش صادر شده، اما درخواست اعاده دادرسی شده که پرونده اش دوباره بررسی شود.»
سهیل عربی، ۳۰ ساله، متاهل و دارای دختری ۵ ساله است. وی چندین صفحه در شبکه اجتماعی فیس‌بوک داشته و در آن‌ها مطالبی را که به گفته خانواده‌اش عمدتا کپی از سایت‌ها و صفحات دیگر بوده‌اند، منتشر می‌کرده است.
آقای عربی در دی ماه سال ۱۳۹۲ بازداشت شد و هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین در بازداشت به سر می‌برد. این بند در اختیار سپاه پاسداران است.
عربی در دادگاه بدوی به اتهام "سب‌النبی" به اعدام محکوم شد و هفته گذشته دیوان‌عالی کشور حکم اعدام او را تایید کرد.
دیده‌بان حقوق بشر خواهان تغییر قوانین ایران
سازمان دیده‌بان حقوق بشر روز سه‌شنبه دوم دسامبر (۱۱ آذر) طی بیانیه‌ای صدور حکم اعدام تنها به دلیل نوشتن در فیس بوک را محکوم کرد. اریک گلداشتاین مسئول بخش خاورمیانه و شمال آفریقای این سازمان گفته است: «این شوک‌آور است که کسی تنها به دلیل نشر مطالبی در اینترنت که توهین‌آمیز یا بی‌اساس تلقی می‌شوند، به اعدام محکوم شود. ایران باید هرچه زودتر در قوانین جزایی خود که بیان آزادانه و مسالمت‌آمیز عقاید را جرم می‌انگارد، تجدید نظر کند. به‌خصوص در مواردی که مجازات اعدام برای این‌گونه اعمال در نظر گرفته شده است».
نسترن نعیمی همسر سهیل عربی به سازمان دیده‌بان حقوق بشر گفته که نیروهای وابسته به سپاه پاسداران در نوامبر سال گذشته به منزل آنان رفتند او و همسرش را دستگیر کردند.

خانم نعمیمی مدت کوتاهی بعد آزاد شد، اما آقای عربی ابتدا به انفرادی و سپس به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد. وحید مشکانی، وکیل سهیل عربی نیز به دیده‌بان حقوق بشر گفته که دیوان‌عالی کشور به جای تجدید نظر در حکم موکلش و سبک‌تر کردن آن، که به طور معمول صورت می‌گیرد، اتهام فساد فی‌الارض را نیز به پرونده او اضافه کرده است.
هفته گذشته سایت "دانا" در گزارشی از پرونده سهیل عربی، وی را دارای شاکی خصوصی و متهم به تجاوز به عنف معرفی کرد. پیش‌تر نیز در پرونده محسن امیراصلانی که به اتهام بدعت در دین محاکمه شده بود، همین مورد مطرح شد و پس از اعدام او و اعتراضات فراوان به آن، مقامات قضایی ایران ادعا کردند که وی نه به دلیل بدعت در دین بلکه به جرم تجاوز به عنف اعدام شده است.
پس از آن سایت سحام نیوز نزدیک به مهدی کروبی، تصویر حکم دادگاه سهیل عربی را منتشر کرد که در آن جرم وی "سب‌النبی" ذکر شده است.
طبق ماده ۲۶۲ قانون جدید مجازات اسلامی که در سال ۱۳۹۲ تصویب شد، "هرکس به پیامبر یا انبیا دشنام دهد یا قذف کند ساب‌النبی است و به اعدام محکوم می‌شود".
در ماده ۲۶۳ همین قانون مقرر شده "اگر اظهارات متهم از روی اکراه، غفلت، سهو یا در حالت مستی و غضب یا نقل از دیگری باشد و صدق اهانت کند موجب تعزیر تا ۷۴ ضربه شلاق است".‌
وکیل سهیل عربی می‌گوید از آنجا که موکلش تحت شکنجه به این اتهام اعتراف و در دادگاه نیز اظهار پشیمانی کرده، مشمول ماده ۲۶۳ می‌شود و نباید اعدام شود.

شعله پاکروان می نویسد


چهل روز و شب بدون ریحان گذشت . 
چهل روز است که به گرد پایش نرسیده ام . 
چهل روز و شب . به عدد اندک است و به واقع دشوار . خیلی دشوار . 
سیزدهم مهر صدایش را ضبط کردم که میگفت " من زنده ام و هنوز نفس میکشم " . 
فردا بر مزارش خواهم ایستاد تا بداند هرگز عهدی که با او بستم فراموش نخواهم کرد .
بازهم دوستان بی ادعا و مهربانی یاریم کردند تا خانه ی کوچکم را بیارایم برای پذیرایی از میهمانان با صفا .
ریحان ، دختری که در زندان جشن های زیادی را میزبانی کرد . از حداقل امکانات استفاده کرد برای ایجاد همدلی بین زندانیان . انگار دست فلک ، گلیم بخت او را با سادگی بافته بود که مراسم یادبودش چنین برگزار شده و میشود . پارکینگ خانه ام اینبار ، آرایش تازه یافته و بزک شده است . اما میهمانان ریحانم میدانند که شرایطم چگونه است و با صفای وجودشان
محفل شاعرانه یادبود چهلمین روز پروانگی دخترم را زینت خواهند بخشید .

کسانی برایم عکس هایی را فرستاده اند که با همه عشق خالصانه شان ساخته اند . مثل همین که میبینید . کسانی اشعار زیبا سروده و هدیه داده اند . کسانی نقاشی کشیده اند و کسانی فیلمهای کوتاه و کلیپ فرستاده اند . از همه شان ممنونم . بخش هایی از هدایا را در مجلس فردا خواهم خواند . از جمله شعر زیبایی به نام " شب آخر " که شاعرش از معرفی خویش خودداری کرده . شعری که بارها خواندم و منقلب شدم . و همچنین قطعه موسیقی دلنوازی که هنرمندی بازخوانی کرد و هنرمند دیگری در قطعه ای از نمایشش به یاد ریحان از آن استفاده کرد .
سخت است توصیف چهل روز پرفراز و نشیب که گذشت . و سخت تر روزهایی است که از پی هم خواهند آمد . هر چند ریحان با رفتنش چیزی را نشانم داد که توشه زندگی این جهانیم خواهد بود : " مرگ پایان زندگی نیست "